ادب مرد به زدولت اوست
از قيمتي ترين سرمايه ها و ميراث هاي حيات آدمي ادب است.
حتي بالاتر از ثروت و سرمايه است (ادب مرد، به ز دولت اوست)
در بر خورد ها چيزي به زيبايي و جذابيت ادب نمي رسد. بايد آن را آموخت، به كار بست تا روابطي سالم و احترام آميز و پايدار ميان افراد، حاكم شود.
دوست داري با تو چگونه رفتار كنند؟ نام و لقب زشت بر تو نگذارند؟ مگر نه اينكه از توهين و تحقير و استهزاي ديگران نسبت به خودت ناراحت و رنجيده مي شوي؟ مگر نه اينكه دوست داري در جمع مردم، مورد تكريم و تشويق و توجه قرار گيري؟ يكي از نكات مهم مربوط به معاشرت، آن است كه آنچه را درباره خود نمي پسندي، در باره ديگران هم روا نداني و آنچه نسبت به خويش دوست مي داري، براي ديگران هم بخواهي و آنچه را در كار ديگران زشت مي شماري، براي خود نيز زشت بداني. اگر از كارهاي ناپسند ديگران انتقاد مي كني، همان كارها و صفات بايد در تو نباشد. اين نوعي خود ادب كردن است و كسي به اين موهبت دست مي يابد كه از فرزانگي و هوشياري و عقلانيتي تيز و بصير برخوردار باشد. به فرموده حضرت امير (عليه السلام):
«كفاك ادبا لنفسك اجتناب ما تكرهه من غيرك»
در ادب كردن تو نسبت به خويشتن، همين تو را بس كه آنچه را از ديگري ناپسند مي بيني از آن پرهيز كني.
ادب در هر كه و هر كجا باشد، هاله اي از محبت و مجذوبيت را بر گرد خود پديد مي آورد و انسان با ادب را عزيز و دوست داشتني مي كند.
نشانه ها و جلوه ها
هر يك از ادب و بي ادبي نشان هايي دارد. شناخت ادب هم جز با توجه به نمودهاي بي ادبي ميسر نمي گردد. اين نمودها و نشانه ها و علايم، هم در گفتار نمايان است، هم در رفتار و برخورد.
اگر عاقلانه زيستن و متانت در گفتارو وقار در رفتار، نشانه ادب است. بي خردي، گفتار زشت، بددهاني، تند خويي زشت گويي، دشنام و توهين، سبكسري و خيره سري، لجاجت و عناد و ... هم بي ادبي است.
اگر كنترل دوستي ها و معاشرت ها ادب است، بي ادبي يعني رفت و آمد با افراد ناباب و بي دقتي در گزينش دوستان و بي تعهدي در مجالست ها و رفاقت ها. آن كه زشت گفتار و بد زبان است، به تعبير حضرت علي( عليه السلام) از ادب بي بهره است: «لا ادب لسيي النطق ».
كسي كه در برخورد با افراد، حاضر نيست از آنان با عظمت و تكريم ياد كند و مدام به استهزاء ديگران و غيبت آنان مشغول است، آنكه ياوه ديگران را با ياوه و دشنامشان را با دشنامي زشت تر پاسخ مي دهد، آنكه در مجالس و محافل و صفها، رعايت حق ديگران و نظم و مقررات و سكوت و نوبت را نمي كند، آنكه حاضر نيست به حرف ديگران گوش دهد، كسي كه در گفتگو و بحث، داد مي زند، گلو پاره مي كند و جانب انصاف و حق را مراعات نمي كند، آن كه ... اين ها همه نشانه هايي از فقدان ادب است.
ار آن سو، مراعات آداب در خوردن، آشاميدن، لباس پوشيدن يا لخت بودن، خلال كردن، دهن دره ، سرفه ، عطسه و ... نشان ادب است. بي ادبي، بي اعتنايي به حقوق و شخصيت و حرمت انسان هاست . اگر كسي هنگام عطسه، آب دهان به سفره و صورت بيفكند، يا به طرز مشمئز كننده اي غذا بخورد، يا به جاي تقديم دو دستي نامه و وسيله و ابزار، آن را پرت كند يا حتي يك دستي بدهد، يا هنگام مطالعه شما، سر و صدا كند، يا هنگام خلوت، سر زده وارد اتاقتان شود، و اجازه ورود نگيرد، اين ها نمونه هايي ازمراعات نكردن ادب اجتماعي است.
اين وبلاگ به ارائه مطالبي در مورد شهر گناباد مي پردازد. ولي لزوماً همه مطالبش راجع به گناباد نيست.